باز کنم راز سه مظلومه را فاطمه و زینب و معصومه را فاطمه زن بود ولی نور بود جلوه حق بود که مستور بود آی فرستاده ی ما شاد باش شاکر منظومه ی ایجاد باش ما به تو آیینه عطا کرده ایم کوثر تسکینه عطا کرده ایم کوثر تو مایه تسکین توست بعد تو او… بیشتر »
آرشیو برای: "دی 1400, 16"
پرده اول کنار چادرِ روی زمین افتاده، نشسته و با چشم های مظلوم و مبهوت به مادر خیره شده… هنوز باورش نمیشود. مادر عمیق نفس میکشد. نه یکبار، نه دوبار… این نمی دانم چندمین بار است. چرا حالش سر جا نمی آید؟! حسنِ کوچک چند بار آب دهان فرو می دهد… بیشتر »
آخرین نظرات